آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 5 آذر ماه سال 1390 ساعت 7:06 PM

باران در تاریکی 

تاریکی بود و بارون. آااااای بارونی شده هوا.... کی باورش میشه این آسمون همون آسمون نیلی روزه؟ بغضی که از خجالت فقط تو تاریکی میترکد... 

فقط صدای قطرات بارون میاد . چه شبی شده امشب.....   تنهاتر از اونی بودیم که فکرشو می کردیم.

ماکه همه تلاشمونو کردیم....خیلی خنده دار و مسخره باختیم....   

ماکه تصادف کردیم . چی میشد میرفتم اون دنیا راحت میشدیم....؟ دلمون به چی خوشه....؟

کی بشه اون دنیا به همه جواب سوالامون برسیم....؟ اصلا میرسیم به جواب یا نه...؟!

پی نوشت: 

باید قمارباز باشی تا بفهمی فرق است بین " باختن" و " بد باختن" !   

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 27 آبان ماه سال 1390 ساعت 11:38 AM

این طرحو قبلنایه جایی دیدم خوشم اومد ...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 5 آبان ماه سال 1390 ساعت 11:09 PM

 

برای رفع دلتنگی چیکار کنم؟ 

- بستگی داره....بگو دلتنگ چی شدی تا جوابتو بگم.

هوای نیمه بارونی چالوس ... 

- فراموشش کن. 

قصه های پدر بزرگ...   

- فراموشش کن. 

اکیپ بچه های خوابگاه  ...  

 - فراموشش کن. 

نخل میدون امیرچخماق یزد ... 

 - فراموشش کن. 

هوای برفی خونسار...  

-فراموشش کن. 

.... 

 

آخه چه جوری...؟ خودت هم میتونی فراموش کنی؟ 

کجا رفتی...؟ جوابمو ندادی که...!!

پی نوشت :  

یاد این یاد داشت از قلم فرانسه افتادم:

بارهایی که با چرخش آورده بود را جا به جا کرد و رفت گوشه ای نشست٬ شتکهای عرقٍ روی پیشانیش را با آستینش پاک کرد٬لبهای خشکیده اش را با زبانش تر کرد و با لبخندی خسته  ـ درحالی که دیگر رمقی برایش نمانده بود ـ  گفت: " عزیزم! زیر بار هر زوری میری برو٬ اما زیر بار نماز و روزه نرو! حالا روزه چیزی نیست٬ یه ماهه٬ تموم میشه! اما نماز رو صبحشو می خونی ظهر میاد٬ ظهر رو می خونی عصر میاد٬ عصر رو می خونی مغرب٬ مغرب رو می خونی عشا٬ هیچوقت تمومی نداره! " این را که گفت٬ با زحمت فراوان از جایش بلند شد٬ آستینهایش را بالا زد و سراغ نزدیکترین شیر آب را گرفت٬ داشتند اذان می گفتند. . .

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 15 مهر ماه سال 1390 ساعت 7:21 PM

 

قدیما فک میکردم امکانات اولیه و ثانویه برا رشد کافین... 

الان حس میکنم یه چیزی این وسط کمه....! (؟)

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 8 مهر ماه سال 1390 ساعت 2:42 PM

 

انقلاب پلاستیکی

در مورد عکسای پست قبل:

برق شادی تو نگاه امیر غفور، جدیت بازیکنان، هیجان تماشاچیا که انگار هم آدرنالینشون از بازیکنای داخل زمین بیشتره هم ضربان قلبشون، آرامش و اعتماد بنفس بعضی بازیکنا.... 

یاد یه موضوعی افتادم. با بچه های مطبوعات رفته بودیم واسه مصاحبه. یکی از مربیان والیبال بانوان تو اون مصاحبه حرف تامل برانگیزی زد.  

(نقل به مضمون) خانم مربی خطاب به حاضرین گفت: 

باور کنید! 

 با یه توپ پلاستیکی ساده چه کارها که نمیشه کرد!  

میشه با اون جلو خیلی از مشکلات جامعه رو گرفت. مشکلاتی که با صرف هزینه های گزاف غیر قابل حل به نظر میرسن... 

نشاط و تحرک و شادابی جسمی و روحی... انگیزه و اعتماد بنفس ...بالابردن روحیه کارتیمی و...

با یه توپ پلاستیکی میشه انقلاب کرد! 

پی نوشت: 

به حرف ایشون ایمان دارم. ولی نمیدونم مسئولین حاضر در جلسه در چه افکاری به سر میبرن... 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 8 مهر ماه سال 1390 ساعت 2:07 PM

 

 

 

 

فعلا فقط تبریک میگیم...از پیروزی لذت ببرین! حرفمونو تو پست بعدی میزنیم!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 4 مهر ماه سال 1390 ساعت 10:24 PM

اون نگاهت 

کاش میدونستم به چی فکر میکنی... 

 

پی نوشت: 
از نظر انسان ها سگ ها حیواناتی با وفا هستند؛
اما از نظر گرگ ها؛سگ ها گرگ هایی بودند که برای بودن در رفاه و آسایش تن به بردگی انسان ها دادند.
*چگوارا*
                              (با تشکر از  چیروکی دل )
  
 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 2 مهر ماه سال 1390 ساعت 8:13 PM

سرکوب انگیزه

اشتباه نشه ها ! نمیخوایم در مورد دانشگاه کلمبیا صحبت کنیم. اینکه رکورد آمار نوبلیستا رو داره و اینکه بیش از ۸ میلیارد دلار پشتوانه مالی داره یا اینکه بیش از ۲۰۰۰استاد تمام ... 

موضوع این پست، همین دانش کاه های خودمونه.

بزاریت اینطور ادامه بدیم: 

شما حتما اون داستان میمون رو شنیدین که هر موقع میرف موز بخوره کتکش میزدن.و این پروسه اونقد ادامه پیدا کرد که بدون کتک هم عمرا نزدیک میوه ها نمیرفت...

یا اینکه میدونین فیلهارو به همین روش رام میکنن. (پاهای بچه فیلهارو به یه شاخه میبندن و چون اون موقع بچه فیل توانایی رها شدن رو نداره مجبور به کرنش و بی تحرکی میشه. و این نتونستن در ذهنش نهادینه میشه. وقتی هم که بزرگ شد رام میمونه. گرچه توانایی کندن درختها رو هم داره اما بستن پای اون به یه نهال کوچیک کفایت میکنه... )

 

از دانش کاه های خودمون میگفتیم... تنها جایی که میشه مدرک "خود کولونالیسم" گرفت.

مثالهای فوق در مورد حیوانات شاید قابل باور باشه...اما هنر بسیار بزرگتر اینه که یه جوون با انگیزه و پر انرژی رو طی یه پرسه، آنچنان به زمین بکوبی که فکر بلند شدن هم به ذهنش نرسه.... 

 

پی نوشت: 

اصطلاح   "خود کولونیالیسم"   از  الدان  عاریت گرفته شده!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 2 مهر ماه سال 1390 ساعت 8:12 PM

هرچی صبر کردم پرشین گیگ درست نشد که نشد. نمیدونم مشکل از منه یا کل شبکه ایران... مجبور شدم جای دیگه آپلود کنم...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 28 شهریور ماه سال 1390 ساعت 10:26 PM

گیر در قافیه

 

اشاره یکی از دوستان اهل دل به این صفت (خرخونی) موجب شد برای اولین باریه تحلیل بررسی علمی واسه اون ترتیب بدیم. نتیجه نهایی اینکه خر خونی صفت خوبی نیست. یه جور گیر کردن تو قافیه محسوب میشه... (عین تصویر فوق که گیر کردن تو قافیه رو مرحله به مرحله نمایش داده!و جالب اینکه این گیر کردن مدام از شکلی به شکل دیگه تبدیل میشه!!)

اثبات:
فرض اول:  

خر    +   خون   =  

موجودی که در برابر ظلمها سکوت میکند  +  مایعی قرمز که در 4 نوع اصلی در بازار یافت میشود. 

حال اگه بدانیم این مایع (خون) در خود همین موجود خر هم باشد( یعنی زیر مجموعه مجموعه بزرگتری بنام خر)اجتماع این دو مجموعه برابر مجموعه جامعتر یعنی همان خر خواهد بود. پس تا اینجا داریم:
خر   +   خون  =  موجودی که در برابر ظلمها سکوت میکند
فرض دوم:اگر خون را فعل امر مصدر خواندن فرض کنیم:
خر   +   خون   =   موجودی که در برابر ظلمها سکوت میکند   +   فعل امر با مفهوم بخوان.
حال اگه بدانیم این فعل امر در مورد موجودی استفاده شده که هر امری رو اطاعت میکنه (تا حد ظلم به خود)اون امر بدون شک اجرایی خواهد شد. اینجا نیز این امر اجرایی (خرکاری ) زیر مجموعه ای از فاعل خود خواهد بود. اجتماع این دو مجموعه نیز برابر مجموعه جامعتر یعنی همان خر خواهد بود.

پس:
خر   +  خون   =  موجودی که در برابر ظلمها سکوت میکند.

فرض سوم:

اگه کلمه خر بازتعریف داشته باشد و بنا بر متون کهن معنی بزرگی و فراوانی را بدهد: 

این فرض به کل مردود است. متون کهن چه ربطی به متون فعلی بازار داره؟!

مگه شما هنوز خط میخی تایپ میکنین؟ یا تو مکالمات روزمره به جای فلان... بزرگ میگین فلان...خر!؟

پس:  در کل نتیجه میگیریم:

اگه در برابر این صفت سکوت کردین شایسته اونین!!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>